جهان ورزش 2011 |
|||
جمعه 30 دی 1390برچسب:, :: 19:44 :: نويسنده : سینا جمالی
مباحث چالشي هميشه به درد فوتبال ايران ميخورد و خوشحالم از اينكه در روزنامه 90 دموكراسي و احترام به عقايد برترين اصل است
محمد سررشتهداري 90: مباحث چالشي هميشه به درد فوتبال ايران ميخورد و خوشحالم از اينكه در روزنامه 90 دموكراسي و احترام به عقايد اولين و برترين اصل است و ميتوان در اين روزنامه مباحثهها را تا رسيدن به يك نقطه مشترك و صحيح جلو برد. بحث نگارنده دو روز پيش اين بود كه كيروش نبايد ليگ را بعضا براي بازيهاي تشريفاتي تكه و پاره كند و بايد اجازه بدهد كه ليگ منظم جلو برود تا از دل يك ليگ منظم و با ثبات مردان ملي آمادهتري را تحويل بگيرد. دوستان در روزنامه 90 ظاهرا با اين اصل مخالف بودند و معتقدند اردوهاي بلند مدت براي تيم ملي مفيد است و منجر به هماهنگي بيشتر بازيكنان با دستورالعمل كيروش ميشود اما ... اگر اين حرف درست بود قطعا در دنياي پيشرفته فوتبال مورد استفاده قرار ميگرفت و در مواجهه با بازيهاي حيثيتي يا بسيار مهم همين حركت انجام ميشد اما چنين نيست و قانون 72 ساعت در سراسر جهان حرفهاي فوتبال اجرا ميشود و هيچ استثنايي هم ندارد و تنها در صورتي اردويي بيش از 72 ساعت خواهد بود كه مسابقات تعطيل شده باشد و برخي كشورها برنامهها را طوري تنظيم ميكنند كه مثلا در مواجهه با جام جهاني كه يك جنگ تمام عيار بين سرمايهداران و ملتها (صنعتي و قومي قبيلهاي) به شمار ميرود زمان بيشتري از 72 ساعت را اختصاص به اردوي تيم ملي بدهند تا در آن اردوي خاص بدنسازي و هماهنگي براي حضور در تورنمنت بلند مدت و فرسايشي جامجهاني آمادگي به او برسد نه براي يك بازي آن هم يك بازي تشريفاتي. اصالتا در دنياي فوتبال هيچ تمريني وجود ندارد كه آمادگي را بيشتر از شرايط مسابقه ايجاد كند. سيكل تمرين – مسابقه – تمرين قابل رقابت نيست و از همه بدتر تداخل نمودار سينوسي بدنسازي تيمهاست كه برخي به مرزهاي خاصي رسيدهاند اما در مواجهه با نمودار بدنسازي تيم ملي افت ميكنند چرا كه هر تيمي در مدار خاصي از بدنسازي قرار دارد كه با بدنسازي تيمملي همخواني ندارد. خروج از چرخه مسابقات اما فقط به مردان ملي آسيب نميزند بلكه بيشترين لطمه را به آنهايي ميزند كه هنوز به تيم ملي نرسيدهاند اما پشت درب هستند و براي رقابت آمادهاند. با تعطيليهاي فرسايشي، پي در پي و بينظم ليگ، اين دست بازيكنان به دليل بالا و پايين رفتن فشار تمرينات و مسابقات و به يكمرتبه قطع شدن آنها و خروج از سيكل تمرين – مسابقه – تمرين هم افت ميكنند و هم در معرض آسيب ديدگي قرار ميگيرند؛ كه اين به خودي خود يعني تضعيف نيروي پشتيباني. اصول هميشه درست است؛ حتي براي ايران كه اصول را نميخواهد بپذيرد و در عجبيم كه چرا كيروش از اين بياصول بودن در حال استفاده براي شخص خودش است. نظم ليگ در صورت تداوم و تكرار در عرض 4 يا 5 سال ميتواند براي فوتبال ايران دو يا حتي سه تيم ملي آماده بسازد كه براي مربيان آينده تيمملي هم كار را سادهتر ميكند اما كيروش هم به جاي ديدن آينده، فقط خودش را ميبيند كه اين عيب از كيروش نيست بلكه عيب از تصميمسازان است كه براي ليگ اهميت قائل نيستند آن هم در حالي كه ليگ كارخانه اوليه است و تيمملي تنها بخش بستهبندي مواد ساخته شده را بر عهده دارد. كارخانه را نبايد براي بستهبندي در نقطه پاياني تعطيل كرد و خط توليد را با وقفه مواجه كرد چرا كه پس از بستهبندنهايي «انشاا... صعود به جامجهاني» ديگر توليدي وجود ندارد كه دوباره براي مرحله بعد (حضور مقتدر در جامجهاني» بستهبندي شود. در واقع ليگ از همه چيز مهمتر است حتي از تيمملي چرا كه تيم ملي از همين ليگ است كه در صورت عدم فشردگي شديد؛ قطع و وصلهاي ناگهاني (!) و تعطيليهاي بيدليل به اوج ميرسد و مصدوم و خسته و تنبلي را از بين ميبرد و كم ميكند. كيروش مربي بزرگي است اما او قطعا به دليل همين بزرگي ميداند كه عدم حضور مليپوشان در تمرينات هماهنگي و به ويژه بدنسازي پيش از فصل يعني يك فصل مصدوميت، ناهماهنگي و به اوج نرسيدن آن بازيكن. كيروش حتما ميداند كه اگر اردويي هم لازم دارد نهايتا بايد در نيم فصل انجام شود كه بازيكنان هم هماهنگي را به دست آوردهاند و هم بدنسازي سنگين 52 ر وزه را احتياج ندارند؛ نه درست وسط مسابقات ليگ، كه همه برنامههاي مربيان باشگاهي را به هم ميريزد. شما تصور ميكنيد اگر اتحاديه باشگاهها مثل انگلستان، اسپانيا، آلمان و ... حضوري پررنگ در تصميم سازيها داشت هرگز اجاره ميداد كه باشگاهها و در پي آن بازيكنانشان تا اين حد با تعطيلي مواجه شوند و در معرض آسيبديدگيهاي جدي قرار بگيرند؟ اصالتا اگر كيروش تيم 8 سال قبل ايران را در اختيار داشت كه 13 بازيكن آن لژيونر بودند و هرگز باشگاههايشان اجازه چنين شرايطي را قبل از 72 ساعت تا ديدار رسمي نميدادند چه ميكرد؟ اگر حضور در اسپانيا را متفاوت بدانيم و بگوييم حضور نكونام در اسپانيا موثرتر از تمرينات كيروش است، تمرينات بازيكنان حوزه خليج فارس كه اينگونه محسوب نميشود؛ ميشود؟ قاعده و اصل در تمام دنياي حرفهاي يكي است؛ كيروش هم فقط ليگ ايران را فاقد يك استراتژي منظم و غير قابل انعطاف ديده كه درخواستهاي غيرعرف و غيرقانوني دارد. اصالتا چون باشگاهها هم در ايران دولتي هستند نميتوانند با اين اردوهاي من درآوردي مخالفت كنند؛ اگر خصوصي بودند و در بورس و سهام و كورس بودند فكر ميكنيد به همين سادگي اجازه ميدادند بازيكنشان را هر موقع كه خواستند ببرند و هر كاري خواستند با او انجام دهند و ليگ را هم هر موقع عشقشان كشيد و صلاح ديدند تعطيل كنند؟ تيم ملي از همه چيز به زعم خيليها مهمتر است؛ ايضا براي كل فوتبال ايران و از جمله نگارنده اما باور كنيد تعطيلي ليگ يعني تضعيف همه بازيكناني كه در حال آماده باش هستند؛ و اين به سود تيمملي ايران نيست كه نيست. سه يا 4 سال نظم در برگزاري مسابقات ما را چند سال به جلو پرتاب ميكند. اين اصل است؛ بقيه ساختههاي ايراني است كه هيچگاه به ساختارسازي توجه نميكند. مثل تيمهاي پايه! هيچ باشگاهي در اين رده سرمايه گذاري نميكند تا تيم ملياش (تيم بزرگسالان خودش) تقويت شود و براي هميشه استوار بماند. همه روبنا را ميخواهند و به اين توجه نميكنند كه استراكچر چگونه بايد محكم شود. فكر ميكنيد تيمهاي پايه چه ميكنند؟ چرا رشد نميكنند؟ به خاطر برنامهريزيهاي غلط و كم توجهيهاست! ليگ هم اينجا حكم تيمهاي پايه را دارد كه قرباني اين و آن ميشود؛ همين! نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |